مخمل رویا

من آن غریبه دیروز - آشنای امروز و فراموش شده فردایم در آشنائی امروز مینویسم تا در فراموشی فردا یادم کنید.

سلام به همه دوست جونیای خودم میدونم 1ماهی هست که آپ نکردم میدونمم که همش دارید فوشم میدید ببخشید توروخدا حسابی درگیرم محل کارم عوض شده درگیر جابه جائی ام .

همین الانم که دارم مینویسم کلی کار دارم  بخدا - خیلی مشغولم .تو اولین فرصت میامو حسابی میترکونم براتون


توروخدا ببخشیدم خودم خیلی ناراحتم ولی یادتون نره که همتونو خهلی خهلی دوست میدوسم و خهلی ام دلم براتون تنگیده .

بووووووووووووووووووووووووووووووووووس

من میام لطفا" منو از لینکاتون حذف نکنید فقط با یه خورده تاءخیر دروغگو

این بوسی ام که دادم همگانی بود نه فقط دخترا واسه داداشی های عزیزمم هست پس حالشو ببرید


فهلا" بدرود  . . . . . . .بای بایبای بایبای بای

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢٧ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ توسط مخمل رویا نظرات ()

سلام به همه عزیزا ی دلم این آخرین آپ سال 89!

این روزا خیلی درگیرم  محل کارم داره عوض میشه خیلی شلوغم فقط اومدم بگم که همتونو خهلی خهلی میدوسماز همتونم ممنونم که این چند ماهه همراهیم کردین امیدوارم که تو این سال جدید هم بتونم دوست جون خوبی برا تک تکتون باشم(البته همونچوری که تا الان بودم!پرو نشیدا) امیدوارم که سال جدید همتون به تک تک آرزوهای قشنگتون برسید و همیشه عقشولانه باشید بوووووووووووووووووووووووس

 

سال نو مبارکـــــــــــــــــــــــ

 

عیدتون مبارک عجیجای من

 



 

١ پینوشت: اینکه تا آخر تعطیلات آپ نمیکنم  مسافرتم تعطیل میخوام فقط استراحت کنم(فقط بخورم و بخوابمو بچرم (ببخشید بچرخم)خلاصه حالشو ببرم


٢پینوشت:و عرضم به حضورتون که برای این آپ هیچکیو نخبریدمنیشخندگفته بودم که سرم شلوخه_ پس ازم ناراحت نشید میخوام ببینم چیکار میکنیدا من منتظر نظراتون هستم

 

فضول نوشت: اینکه میخوام بدونم اولین عیدی که گرفتین چی بوده؟سوالامسال دوست دارین چی؟سوالاز کی؟سوالبگیرین؟سوالبگیدا منتظرتونم تو نظرا ماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچ

 

خداحافظ . . . Bay Bay 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٢۱ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ توسط مخمل رویا نظرات ()

سلام به همه عزیزای دلم دوست جونیای خوشملم دخملی ها و آقا داداشی ها چطورین یا نه؟؟؟ OK متفکر خُب خوشحالم که خوبین اونائیم که مثل من ناخوشن مشگل خودشونهقهقههشوخی کردم ببشید ایشالا زودتر خوبشنابله


امروز حسابی ناخوشم البت به معنای واقعی داغونمدیشب عقد داداشیم بود میدونم الان دارید میگید این دختره خُل شده باید خوشحال باشه ! بله من خوشحال بودم کُلیم اینهو خر تیتاپ خورده بودم از خوشحالی ولی این شادی منه بیچاره کوتاه بود . . .از محضر که اومدیم باغ نیلو اینا(ببشید معرفی نکردم نیلو زن داداشمه)شروع کردیم به بزنو بکوبو این قرطی بازیا همه چیز آروم بود گفتیم خندیدیم یه چندنفریو اوسگول کردیم دست انداختیم از جمله عروس خانومو آقا داداشی خودمو خواهرمم که کلا" پایست من میگفتم اون قش میکرد از خنده عروسو نمیدونم ولی تا اونجائی که خبرداشتم داداشی من فوق العاده با کلاسو پرستیژه نه اهل صوتیه نه جواد بازی ولی دیشب چندتا تیکه اومد که بماند حالا نمیگم که آبروش نره بچمخجالتبماند که هی به ما تیتاب میدادنو مارو مینداختن وسط حالا نرقص کی برقص هی میگفتن به چه قشنگ میرقصیو خواهر دامادو به به و چه چه و منه خرم هی رقصیدم بماند که چقد شواش جم کردمو چه حالی کردم(ببینید چقدرقصیدم که پول شواشائو هدیه ای که سرعقد دادم درومد تعجبتعجبتعجب) همه چیز آرام بود که ناگهان یه زنیکه خنده نقطه زیر . . . . . .

رفت تو نخه مائو آنچنان مادرو خواهر منو بهم  وصلت داد که نگو(زن عمو بزرگه نیلو بود زنیکه ..........سانسور)گیری داده بود به منه سیاه روزکه نگو اینهو سیریش چسبیده بود مگه ول میکرد هرجا میرفتم دومبه پشتم بود دلم میخواست با همون لیوان شربتم بکوبم تو سرشیا همچین چپو راستش کنم که رب و رُبشو یاد کنه.گیری داده بود که رنگه موهات چیه؟چیکاره ای؟چشات لنزه؟درس میخونی؟میخوای عروس شی؟ وای با سوالاش حالمو بهم زدسبزیکیم نبود منو از دست این روانی نجات بده .وای دنیا داشت رو سرم میچرخیددوست داشتم انگشت بزنم روش بیارم بالا زنیکه پیرسگو تا اینکه یواش یواش رفتن!تو خودم عروسی گرفتما!ولی دیری نپائید تا اینا پاشونو از در گذاشتن بیرون حالت تهویی بهم دست داد البته منم بهش دست دادما!همرو 4تا به بالا میدیدموای خدا جون چه بلائی داشت سرم میومد . . . . . . .بله منه بیچاره چشم خورده بودم!بیشرف آنچنان چشمم زده بود که اینهو تفپخش زمین شدم .مامان نیلو اومد برام اسفند دود کرد وقتی دیدم گفت که اون .....سانسور _چشمم زده!به قول مامانه نیلو  همون چشمی که چشمم زده ایشالا بترکه!کور شه که منه بیچاررو به این روز انداخت.از اونجا شد که شصتم خبردار شد زنیکه صلیته روانی سابق برین بوده مامانه نیلو برام تخم مرغ شکست رو اسم خبیث اون صلیته که رسید آنچنان ترکید که نگو  

اینم لشه بندست که دارن میبرن خونه


خوب دوست جونیام دیگه سرتونو درد نمیارم البته خودمم حال و روز خوشی ندارم دیگه نیتونم بنویسم آخه چشام بدجوری درد میکنهچشمتازه رنگشم عوض شده از سبز به قهوه ای تغییر پیدا کردههیپنوتیزمتعجب

من میرم برای استراحت البته رو میز و صندلی آخه با این حال و روز قشنگم سرکارم اومدمآخ

همتونو دوست میدارم عجیجای من منتظرتونم

(اگه فحشی چیزی گفتم به بزرگی خودتون ببشید عصبی بودم و هستم)

 

تیتاپ نوشت: اونقدر تیتاپ خوردم که آخر شب ار ار ...میکردم گوش و دمبم در آورده بودم

 

جرنوشت: اگه یکبار فقط یکبار اون زن عموی گرانقدر رو ببینم از

وسط به 2 قسمت کاملا" مساوی از خجالتش در میام البته با

صدای دلنشین جررررررررررررررررررررررررررررر

 



نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/۱٦ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ توسط مخمل رویا نظرات ()

سلام به همه دوست جونیامو عجیجای خودم- امروز جشن داریم اگه گفتید چه خبره ؟؟؟ تفلد عشقمه. دقیقا" 23 سال پیش یه همچین روزی  خدا مسعودمو فرشته عشقه منو به زمین فرستادهورا

 

عقشولکم تفلدت مبارک

عزیزم میلاد تو شیرین ترین بهانه ایست که می توان با آن به رنج های زندگی هم دل بست و در میان این روزهای شتابزده عاشقانه تر زیست 

میلاد تو معراج دست های من است وقتی عاشقانه تولدت را شکر می گویم

 

خدای مهربونم همیشه شکر گذارتم بابت این روز قشنگ

فرشتهو هدیه ای که بهم دادی فرشته


مسعود من امروز ساله میشه 

شب میلاد تو ای عشق برای دل من

شب میلاد همه خوبی هاست

آسمان میخندد

از برایم انگار

اختران از دل تاریکی ها

روشنی می بارند

دل من امشب از حادثه خوش لبریز

دامن افکارم پر گلهای خیال تو شده

تک تک گلها را یک به یک می بوسم

و به دل می دوزم

گر چه دستم خالی است

دلی از عاطفه لبریز و پر از عطر امید

توشه راحت باد. . .

اینم از گروه موزیک:           

و حالا می خوریم به سلامتی عشقم

 

دوستای عجیجم لطفا" چشماتونو ببندید تا ما یه کوچولو عشقولی بازی کنیم 

.

.

ای بیتربیتا دیدید ؟ خجالت

 

خُب حالا نوبت کیکه کادو هارو آماده کنید که کیک اومد

دست بزنید تا عشقم شمارو فوت کنه    هوراهوراهوراهورا

 

و کادوها :

               اینم خودمم تیپو دارید

(کادو خودمم یه ساعتEsprit توپ و یه مدال خوشگل عشق)

 

خب دوست جونیای من مهمونی تموم شد.ایشالا که حسابی حال کرده باشید.

همتونو زیادتا دوست میدارماگه حالشو بردید واسمون بترکونیدا(منتظرتونیم)

 

یعنی من مرده ی این لحظه ام با عشقولکمخیال باطلخیال باطل


نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/۳ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ توسط مخمل رویا نظرات ()



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت